تبليغاتX
چپ کوچه
...........................................
 فاصله
 

من تا تو فاصله‏ی است

به اندازه‏ی فاصله‏ی تو

از چشمانت

گریبانت جغرافیایی سقوط ناپذیر

که تیمور لنگ را به بازگشت

                            تا عصر چنگیز وا می دارد

کتاب تنت را دوباره مرور می کنم

فصل در فصل

 گیج

       سرگردان

به دنبال آخرین نگاهی که به سوی خود نشانه گرفته ای

و دنبال آخرین لبخندت

که درد هایت را در صورت من نقاشی می کرد

من تا تو فاصله‏ی است

به اندازه‏ی فاصله‏ی من

                      از چشمانم

|+| نوشته شده توسط سورنا در چهارشنبه هجدهم آذر 1388  |
 تا نمی دانم کی...بای بای
من 

لبریز از خود

سنگینی می کند "من" روی شانه هایم

بردارید این نعش بی پدر را

 

 تف

هزار تف انداختیم

هنوز نقشه‏ی افغانستان

افغانی است

 

 آلت

کودکی هایم را که ورق زدم

پدرم آلتش را برید

 

 صفر

چلیپا

چلیپا بزن

صفحه‏ی سرنوشت ما صفر است

 

|+| نوشته شده توسط سورنا در شنبه سی ام آبان 1388  |
 خارش

 

آدم های دور و بر ما

ازعقب به دنیا آمده اند

ازهمین جاست که کابلیان

چشم های تند شان

باسن زنان را نشانه گرفته

آدم های دور و بر ما

با تاریخ چند صد ساله‏‏ی که دارند

مسیر زمان را

سوار برآلت شان می گذرند

گذراندن بحران از افغانستان

برای مردمان ما

پشمی بیش نیست

و ریشوهای پارلمانی

خاریدن را از پدران خویش به ارث برده اند

جا جای افغانستان می خارد

می گویند

اتفاقن کرزی

 تازه ترین پمادیست که خارش را

از اوباما تا جغرافیایی من و تو دور می کند

 می دانم

 سازمان ملل

از عقب آمریکا به دنیا آمده

همان طور که نمی دانم

مردمان ما

ازعقب کی؟

          به دنیا آمده اند

|+| نوشته شده توسط سورنا در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388  |
 به بیست و چند سالگی...

شروع می شوی

از آیه های خدا

در قرن بیست و یک

جهان درگیر آدم ها

آدم های کشال از ناف نابریده‏ی عقل و بن بست


غیر مترقبه وارد بحث دیگری می شوم


مژده‏ی برای خودم

شروع می شوی

از آیه های خدا

در قرن بیست و یک

تفسیر می شوند آیه!

آخرین پیامبر

آغاز یک پایان بود

|+| نوشته شده توسط سورنا در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
 
 

ساعت می دود

تیک تاک

من هنوز

        سگم

|+| نوشته شده توسط سورنا در دوشنبه یازدهم آبان 1388  |
 
 
بالا